تبليغاتX
.::HACKED BY WILDSHARKS::.

.::HACKED BY WILDSHARKS::.

مردم نمی دانند پشت چهره ی من...

دوستان گهگاه زمن می پرسند

چگونه زندگی میکنی

و از اعماق جانت همیشه به قلبهای نومید و اندوه نیرو میبخشی؟

حال آنکه خود پیوسته گرسنه هستی و در فقر...

وقتی که در خیابانهای شهر پرسه میزنم

ناله ها و فریادهای همیشه اعتراض آمیز فقر و محرومیت را

با چشمهای خون آلودم

در میان جانم انبار میکنم

و آن ها را با رنجهای خود می آمیزم

با زهرهای نفرت می پرورم آن ها را

و عصاره ی آتشناکی میشوند

جاری چون خون در جسمم در تمام رگهایم

شاید که این عصاره برای شما غریبه جلوه کند

اما مرا چون ببری دلیر می کند

دندانها و مشتهایم به هم فشرده اندو پر نیرو

وقتی که از خیابانهای شهر میگذرم

مردم مرا پیوسته دیوانه یا آنکه سرخوش می انگارند

حال آنکه از التهاب یک آرزو

افکار خود پویم به محاصره است و من با ایمان به پیروزی راه می سپرم...

سبزوار -پادگان 759ابوذر -دوران شیرین سربازی - آبان 1376

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آبان 1385ساعت 19:16  توسط   |